آیا اسراف در ایران زیاد است و ما مردمی اسرافکار هستیم؟ پاسخ به این پرسش با یک بله یا خیر ممکن نیست و باید در حد خود تبیین شود تا گمان نشود که گرانیها و کمبودها با اسراف در تناقض است.
ابتدا معتقدم وقتی در آیین اسلام به ما آموختهاند «حتی در کنار رود خروشان از اسراف در آب پرهیز کنید»، یعنی پرهیز از اسراف امری است برای تهذیب نفس و پاسداشت نعمت خداوند و تکمیل شکرگزاری.
دیگر اینکه بیشترین اسرافهای مردم جهان در خوردن و آشامیدن است. امریکاییها تا چندبرابر مردمان بسیاری از کشورها میخورند. بحران چاقی مفرط در این کشور به حدی است که یک تصویر از هر خیابانی در امریکا مردمانی را نشان میدهد که راهرفتنشان به خاطر حجم بالای چربی در پهلوها با خمیدگی به سمت راست و چپ همراه میشود، چیزی شبیه راهرفتن یک پنگوئن باردار چاق. در ایران هم آمارهای جدید وزارت بهداشت چاقی مفرط بهویژه در نوجوانان را تهدید آینده میداند. سالها پیش مقالهای علمی منتشر شد که در مسئله نوظهور «کالری» تشکیک کرده بود. نویسنده مقاله احتمال میداد اینکه در تبلیغات جدید میزانی از کالری و انواعی از خوراکیها را برای مصرف در هر روز ضروری میدانند، نوعی فریب نظام سرمایهداری یا دستکم یک اشتباه است. هیچچیز مانند وقتی چندبرابر نیاز بدن غذا خورده میشود، ثروت تولیدکنندگان غذا را اضافه نمیکند. در آن زمان
- و البته همین حالا نیز- شرکتهای بزرگ تولیدکننده غذا مصرف محصولاتشان را طبیعی، ضروری یا مناسب برای سبک زندگی فعال نشان میدادند و «کالری لازم روزانه» برای آنان ابزار بازاریابی شده بود. چاقی برآمده از این خوردنهای افراطی، سپس بیمارستانها و داروخانهها را انباشته از مشتری میکند. در مرحله بعد اختلالات روانی و افسردگی و کمتحرکی و ازکارافتادگی و در یک کلام، «انسان چاق بیمصرف» در قرن بیستویکم که الگوهایش در امریکاست، آینده بشریت را به فنا میبرد.
معتقدم اینکه در یکی از نهیهای قرآنی از اسراف، این نهی بلافاصله بعد از آیاتی درباره خوردن وآشامیدن آمده است، باید مفهوم روشنی برای ما داشته باشد. اگر بنزین و گازوئیل و امثال آن را در کنار خوراکیها بگذاریم، دور ریختن چیزهای گران فقط در ایران است که بیداد میکند. مسئله اسراف نان که گاهی مانند ابزار برای از سیخ بیرونکشیدن کباب استفاده میشود و بهویژه در مراسمات که انواع غذا فراهم است و نان حضوری تزیینی دارد، بسیار دورریز میشود، نشانهای از وضعیت ما در اسراف است. مردم گاهی برای صرف صبحانه یک بربری یا سنگک کامل میخرند و دوستانشان را هم به خوردن نان دعوت میکنند، با اینحال بعد از صبحانه باقی نان دور ریخته میشود. همین الان که مشغول این نوشتارم، سطل نان بیات آبدارخانه روزنامه پر از نان کامل بربری یا نصفههای سنگک است!
در جهان در چند دهه گذشته چاقی و اضافهوزن چشمها را خیره کرده است. در سالهای اخیر گفته شد یک نفر از هشت نفر بزرگسال در دنیا مبتلا به چاقی است. یکی از مهمترین علل چاقی، بازاریابی خوراکیهایی است که ارزش غذایی کم، اما کالری زیادی دارند که سرشار از مواد قندی و چربی بالاست. قدیمها تصویر افراد متمول را چاق میکشیدند، اما اکنون پولدارها لاغرند و فقرا که برای خوردن، چیزی غیر از غذای کمارزش، اما پرکالری به دست نمیآورند، چاق شدهاند. عموم مردم چه در امریکا یا در ایران، به غذاهای آماده و فراوریشده رو آوردهاند که به دلیل طعم و نیاز کمتر به جویدن، بسیار بیشتر از حد نیاز بدن خورده میشود. زندگی صنعتی و سبکهای ویرانگر زندگی جدید هم موجب شده مردم غذا را سریع بخورند که یکی از دلایل سیرنشدن و ادامهدادن در خوردن غذاست. این اطلاعات مربوط به امریکا و همه دنیاست ولی در ایران هم در حال شیوع بالاست. شواهد نشان میدهد مواجهه با بازاریابی غذاها و نوشیدنیهای کمکیفیت، بهویژه در کودکان و نوجوانان، مصرف فوری و انتخاب آن محصولات را افزایش میدهد.
شاید یکی از راههای مصرف درست نان، تغییر الگو از نان بیارزش و بسیار مضر لواش و حتی نان تافتون به نانهای حجیم با آرد کامل باشد. در شهرها بسیاری از مردم نان خود را چند هفته یکبار از روستا تهیه میکنند و در فریزر نگه میدارند تا نان روستایی که آرد بهتری دارد و ضخیمتر از نانهای شهری است داشته باشند که این خود نوعی احساس نیاز به تغییر الگوهاست. با این حال تغییر الگو در مردم نباید دههها طول بکشد. سرعت تغییرات در جهان بسیار بالاست و ما نیز باید در تغییر برخی الگوهای زندگی که در یکصد سال اخیر به ما تحمیل شده و ما را از «خوبزیستن» دور کرده است، فعالتر و جدیتر شویم. زندگی ما یک تناقض آشکار شده است، هم گران میخریم، هم دور میریزیم، هم گرسنگی میکشیم، هم چاقی! و عجیب آنکه بسیاری این سبک زندگی خود را مدرن میدانند و شب و روز در حال عکسبرداری از آن و انتشار در اینستا و افتخار به آن هستند!
| سردبیر